ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 92

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از شريف‌ترين شعبات آن مردم محسوب مىشدند ، بخشيده است . درباره طائفه مذكور و ايالت تحت حكومت آنها بعدا مطالب زيادى خواهيم شنيد ؛ اما نكته مهم قابل ذكر در اينجا آن است كه با توجه به حوادث بعدى ، دوغلات‌ها در نواحى مختلف تركستان شرقى ، تا واپسين روزگار چغتاى ، رؤسا يا امرايى بودند كه از طريق وراثت به اين مقام دست مىيافتند ، زيرا محور اصلى تقسيم دائمى قلمرو چغتاى را در ميان دو شعبه تا مدتى مديد همين موضوع تشكيل مىداد . سلطه و نفوذ ابوسگون ديرى نپاييد ، چون در آغاز 1247 آلمالغ مورد تهاجم گيوك ، پسر و جانشين اكتاى قرار گرفت و او از قدرت محروم شد . براى مدتى بىنظمى در سرتاسر خانات شيوع يافت ؛ اما گيوك ظاهرا قدرت كافى داشت تا شخصى به نام يسو ( ياايسو ) منگو را به حكومت تعيين كند . وى كه از خود يك لاابالى بىارزش ساخته بود ، مملكت را به وسيله خواجه بهاء الدين وزير مسلمان خود اداره مىكرد . گيوك در سومين سال جلوس بر تخت سلطنت درگذشت و منگو به عنوان خاقان بزرگ جانشين او شد . منگو در 1252 ، قراهلاگو و ابوسگون را به جايگاه سابقشان بازگردانيد . بهاء الدين و يسومنگو ، به نوبه خود از كار بر كنار شدند ، اولى بلافاصله مقتول گشت . قراهلاگو در عرض چند ماه پس از قدرت‌يابى مجدد درگذشت و پس از مرگ او چيز زيادى در مورد ابوسگون نمىشنويم . تخت هلاگو به همسر بيوه‌اش - به نام اورغنه خاتون - قرار گرفت كه اولين اقدام او مقتول ساختن يسومنگو بود ، زيرا وى براى رهايى خود ، ظاهرا ميان سلف او رغنه خاتون و خاقان منگو ، توطئه‌هايى چيده بود . اورغنه به داشتن زيبايى وافر ، خرد و نفوذ توصيف شده و تا زمانى كه منگو زنده بود ، وى سلطنتى آرام داشت . اما با مرگ او در 1259 ميان برادرانش ارتق بوقا و قوبلاى جنگ بر سر جانشينى خان بزرگ درگرفت . شاهزادگان چغتايى ظاهرا در اين منازعه دخالتى نداشتند . اما با وجود اين اورغنه متحمل زيان شد ، زيرا در 1261 آلغو ( يكى از نوادگان ارشد چنگيز ) كه از سوى ارتق بوقا به فرمانروايى قلمرو اورغنه و جمع‌آورى نيروهاى چغتايى براى كمك به او در جنگ با قوبلاى منصوب شده بود ، وى را از آلمالغ بيرون